تبلیغات
اختلالات یادگیری - مدرسه را برای دانش آموزان جذاب کنیم ( قسمت اول )
اختلالات یادگیری
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

تاکنون صدها کتاب درباره برنامه تحصیلی (آنچه که مدرسه باید به دانش‌آموزان عرضه کند و چگونگی سازماندهی آن) نوشته شده است. هم‌چنین تعداد زیادی کتاب درباره‌ رهنمودهای آموزش (اینکه معلمان چگونه برنامه تحصیلی را در کلاس ارائه دهند) به تحریر درآمده است. درصدها کنفرانس و سمینار دانشگاهی درباره برنامه تحصیلی و رهنمودهای آموزشی، بایدها و نبایدها و نیز ایده‌‌آلها صحبت شده است.

 موضوعات این کتابها، کنفرانس‌ها و خطابه‌ها را می‌توان به دو اصل زیر خلاصه کرد:

۱) برنامه تحصیلی باید دانش و مهار نهایی را که برای دانش‌آموزان و جامعه مفید است؛ فراهم نماید.

 

۲) آموزش باید جالب و جذاب و مؤثر باشد.

این دو اصل تمامی رهنمودهای لازم برای بهبود کیفیت آموزشی را بیان می‌کنند. معلمان فراهم‌آوردن تفصیل و جزئیات کار را برعهده دارند. در حقیقت آنان سفره‌ یادگیری را همراه با غذایی برای ذهن دانش‌آموزان می‌گسترانند. با وجود تلاش همیشگی معلمان آنان گهگاهی در کلاسها با مشکل مواجه می‌شوند. بسیاری از دانش‌آموزان از این سفره‌ چیده شده کمی لب می‌زنند، بسیاری غذای مهیاشده را دوست داشته می‌بلعند، برخی آنرا به دور می‌اندازند و برخی دیگر این سفره را به طور کلی ترک می‌کنند. چه مشکلی در کار است؟ حقیقتاً مطلب اسرار‌آمیزی نیست.

اسیتوبیدالف در کتاب مشهور خود به نام تعلیم و تربیت پسران به خوبی علل این مشکل را بیان کرده است. به نظر می‌رسد که محیط آموزشی عصر کنونی برای تعلیم و تربیت بزرگسالان طراحی شده است و نه برای جوانان و نوجوانان، آن هم جوانان و نوجوانانی پرانرژی.‌

امروزه از هر دانش‌آموز در کلاس انتظار می‌رود که ساکت، خوش‌رفتار و مؤدب باشد. به نظر نمی‌رسد در چنین محیطی شور و هیجان لازمه‌ یادگیری وجود داشته باشد. (اگرچه بسیاری از معلمان شیوه‌هایی را برای ایجاد سرگرمی و انرژی در کلاس به کار می‌برند تا دانش‌آموزان بسیاری از این انرژی روحیه گرفته و به کار ادامه دهند.) منفعل‌بودن مخالف روحیه‌ کودکی و نوجوانی است. نوجوانی به ویژه سن شور و احساسات است، پسران و دختران مشتاقانه می‌طلبند تا در یادگیریها و تجربیاتی پرشور با یکدیگر به رقابت بپردازند. با اطلاع و آگاهی از ویژگی‌های این دوره از زندگی و نیز نیازهای مربوط به آن معلمان می‌توانند هوش، روحیه و مهارتهای دانش‌آموزان خود را گسترش دهند.

بنابراین اگر کودکان و نوجوانان شما با اشتیاق از خواب بیدار نمی‌شوند که بگویند، آخ جون در مدرسه، مشکلی در کار است. نمی‌توانم ضرورتاً با عقاید بیدالف موافق باشم که اعتقاد دارد اغلب کودکان باشور و شوق برای مدرسه رفتن از خواب بیدار نمی‌شوند (مدرسه را دوست ندارند). مسلماً بسیاری از دانش‌آموزان مدرسه را دوست دارند اما با بیدالف از این جهت موافقم که بچه‌ها در همه‌ سنین شور و شوق خاصی برای یادگیری دارند، اما این شور و اشتیاق به ندرت در مسیری است که ما می‌ خواهیم. توده‌ انبوهی از دانش‌آموزان بیشتر اوقات خود را در مکانهای نمایش ویدئویی می‌گذرانند تا در مدرسه. اگر بخواهیم از این عده به عنوان شاگردان گریزپا از مدرسه صرف‌نظر کنیم، اما نمی‌توانیم آن دسته از دانش‌آموزان باهوشی را که می‌گویند ما از طریق صفحه‌ نمایشگر کامپیوترهای خانگی‌مان بیشتر چیز یاد می‌گیریم تا مدرسه صرف‌نظر کنیم.

این واقعیت‌ها به ما می‌فهماند که قسمتی از تعلیم و تربیت نابسامان است. بیدالف اعتقاد دارد که جوانان و به ویژه نوجوانان دارای شور و اشتیاقی هستند که آنان را قادر به انجام کارهایی که اهمیت واقعی دارند می‌کند، هدف و مقصودی که در یک اتاقک نمایش ویدیویی به دست نمی‌آید. در صورتی که فرصت و جهتی را که خواستارند در کلاس درس بدست می‌آورند، مسلماً وقت خود را صرف کارهای خلاق گروهی و اجتماعی مفید خواهند کرد و اگر چنین فرصت‌هایی به آنان داده نشود انرژی خود را به شکل سوء‌رفتار و ایجاد مسأله بروز می‌دهند. توجه به نکات زیر ضروری است:

۱) دانش‌آموزان فعالیت‌هایی را دوست دارند که سرگرم‌کننده، جذاب و رقابتی باشد.

۲) دانش‌آموزان از فعالیت‌های خسته‌کننده بیزارند.

۳) در صورتی که خستگی تداوم یابد آنها سرگرمی‌ها و کارهایی از خود بروز می‌دهند که معمولاً موردپسند ما نمی‌باشد. این نکات را از‌ آغاز تاریخ یا حداقل چندین قرن پیش شناخته‌ایم اما اغلب به آنها فکر نمی‌کنیم.‌

چگونه مدرسه را جالب و ارزشمند کنیم: فرض کنیم که درصد بالایی از دانش‌آموزان مدرسه را دوست ندارند و در این مورد که مواد درسی را نیز مفید به حال خود نمی‌دانند با هم توافق داشته باشیم. حال باید فکر کنیم که چگونه مدرسه‌ای مطلوب برای دانش‌آموزان بسازیم که آنرا دوست داشته باشند.

باید راهکارهایی را کشف کنیم که بتواند دانش‌‌آموزان را جذب نموده و آنان را با میل و رغبت در محیط مدرسه نگاه دارد. راهکارهای پیشنهاد شده از پنج قسمت تشکیل شده‌اند. این پنج قسمت عبارتند از:

 ۱- مشخص کنید که دانش‌‌آموزان در چه مقطع سنی رشدی هستند. در چه مواردی ناتوان و چه مواردی توانا هستند.به چه چیزهایی علاقه‌مندند و برای چه کارهایی مستعدند.

 ۲- مشخص کنید که نیازهای دانش‌آموزان چیست؟ چه چیز را ترجیح می‌دهند و سپس رهنمودهای آموزشی را با این نیازها و اولویت‌ها وفق دهید.

 ۳- دانش‌آموزانتان را در انتخاب فعالیتها و موضوعات و عناوین درسی یاری دهید.

 ۴- به موضوعات و عناوینی که بطور طبیعی از جذابیت برخوردار نیستند کمی چاشنی اضافه کنید (آنها را دوست‌داشتنی کنید) و نیز می‌توانید برای دانش‌آموزان از کارآیی و مفیدبودن مطالب صحبت کنید.

 ۵ - با تناسب مواد درسی از روشهای تسهیل‌کننده آموزشی بهره بگیرید.

‌حال این پنج نکته را به تفصیل بررسی می‌کنیم:‌

‌۱) دریابید که دانش‌آموزان شما در کدام مقطع رشدی هستند؟ در این قسمت دانش‌آموزان را در مقاطع رشدی مختلف توصیف خواهیم نمود. در صورت تمایل می‌توانید با مطالعه‌ این بخش تصویری از تغییرات رشدی دانش‌آموزان خود را بدست آورید. می‌توانید خصوصیات رشدی همه‌ مقاطع را مطالعه کنید و با در نظر گرفتن مقطعی که در آن مشغول به آموزش هستید تنها ویژگی‌های مربوط به دانش‌آموزان خود را مطالعه نمایید.

ـ مقطع ابتدایی: (کلاس‌های اول تا سوم ابتدایی) کودکان در بدو ورود به مدرسه سرشار از انرژی زندگی و اشتیاق یادگیری می‌باشند. غالباً بسیار دوست‌داشتنی‌اند. آنها به هر مطلبی که شما ارائه کنید علاقه‌مند می‌شوند. به داستان موسیقی و فعالیت‌های موزون علاقه دارند. دختران از نظر زمانی پیشرفته‌ترند و چنین تصوری را ایجاد می‌کنند که از لحاظ هوشی نیز برترند در حالی که ممکن است لزوماً چنین نباشد. تا سن هفت سالگی همان‌طوری که روان‌شناس سوئیسی، ژان پیاژه می‌گوید در مرحله‌ پیش عملیاتی هستند. در این مرحله قادر به استدلال منطقی نمی‌باشند.

قبل از هفت سالگی آنها در به خاطر سپردن توالی رویدادها، درک قواعد و قوانین، توضیح هم‌بستگی و ارتباط وقایع، فهم اعداد و رابطه‌ اعداد با یکدیگر، فهم کامل بیان دیگران از جمله بیان معلم خود ضعیف می‌باشند. آنان بطور قابل ملاحظه‌ای با دیگران کنار می‌آیند حتی با وجودی که گهگاهی با بزرگترها درگیر می‌شوند زود خسته می‌شوند و نیاز به استراحت‌هایی بین درس دارند. تمایز زیادی بین موقعیت کار و بازی قائل نیستند. در حدود هفت سالگی به طور قابل توجهی رشد یافته‌تر می‌شوند پس از هفت سالگی قادرند رابطه‌ جزء با کل را دریافته و در نتیجه استدلال منطقی را درک کنند. با وجودی که قبل از این سن استدلال آنها بر مبنای حضور فیزیکی شئی و شهود انجام می‌گرفت (برای مثال آنها استدلال می‌کنند که حرکت خورشید به خاطر این است که باد آن را به جلو می‌راند). پس از سن هفت سالگی قادرند مفاهیم و رابطه‌ اعداد را درک کرده و نیز مفاهیمی هم‌چون شب و روز را بفهمند. در کلاس دوم آنها از بازیهای همچون قایم‌باشک و گرگم به هوا لذت می‌برند. آنها معماها، چیستان و بازیهای حدس‌زدنی را دوست دارند. هرچند آنان قوانین بازی را یاد می‌گیرند اما پیروی از قوانین بازی برایشان مشکل است. بین افسانه و حقیقت فرق زیادی نمی‌گذارند. از دیگر هم‌سالان تقلید می‌کنند. از نظر آنها رفتار ناپسند رفتاری است که بزرگترها دوست ندارند و گناه آن چیزی است که بوسیله دیگران سرزنش و تنبیه شود.‌

قبل از آنکه مدرسه ابتدایی را ترک گویند، اجتماعی شده‌اند و اعمالی همچون رعایت نوبت، اجازه گرفتن (دست بلند کردن) به هنگام صحبت و در صف ایستادن و صبور بودن را یاد گرفته‌اند. آنها در این سن به توجه و احساسات دیگران پاسخ می‌گویند.‌

ـ مقطع ابتدایی دوم:

کلاس‌های چهارم و پنجم. همراه با رشد کودکان به تدریج وابستگی آنان به دیگران کاهش می‌یابد. ولی هنوز خواهان توجه و علاقه معلم نسبت به خود می‌باشند. توانایی تفکر منطقی در این سنین افزایش می‌یابد. هم‌چنین تفکر عینی داشته و قادر به تفکر مجرد نمی‌باشند. از نظر اجتماعی، از زبان بحث و مجادله استفاده می‌کنند. برخی از آنان بدلحن و پرسروصدا به نظر می‌آیند. در این سنین دوست دارند به صورت گروهی بازی کنند و اغلب در بازیهای رقابتی شرکت می‌کنند، پذیرفتن شکست برایشان دشوار است. بعد از یک ناکامی اغلب گریه می‌کنند و کج‌خلقی نشان می‌دهند.

آنان لزوم وجود و اجرای قوانین را در کلاس و در بازی تشخیص می‌دهند. دیگر به طور چشم‌بسته از معلم پیروی و اطاعت نمی‌کنند، ممکن است با آموزگار به بحث و مجادله بپردازند. آنان از اهمیت راست‌گویی و صداقت آگاهند، به ویژه نقش خود را در روابط با دیگران درک می‌کنند، تشخیص بین خوب و بد به‌طور آشکاری در رفتار آنان مشهود است. احترام متقابل را درک کرده و همراهی دیگران را می‌طلبند. آنان از شرکت در گروهها، دستجات، باشگاهها و انجمن‌ها و نام‌گذاری بر گروه لذت می‌برند. رفتارهای آنان بازتابی از رفتار همسالانشان می‌باشد.

ـ مقطع راهنمایی: (سن بین ۱۲ تا ۱۴ سالگی): معلمان در این مقطع سنی می‌بایست از تجربه و مهارت زیادی برای تدریس شایسته و ایجاد ارتباط خوب با دانش‌آموزان برخوردار باشند. تغییرات بدنی (جسمی) این دانش‌آموزان را گیج، نگران، برانگیخته و مرعوب می‌کند. کشف حقایق جدید درباره‌ جنس مخالف باعث تحریک و هیجان آنان می‌گردد. احساس جدایی از والدین ترس و گم‌گشتگی را در آنان باعث می‌شود در عین اینکه حمایت بزرگسالان و والدین را می‌خواهند و طلب استقلال و عدم وابستگی دارند اما به خاطر کسب استقلال با والدین در ستیزند. علاوه بر این آنان نیاز به سازش با برنامه‌ تحصیلی، شیوه‌های تدریس معلمان و سازمان مدرسه را دارند. همه‌ این عوامل در یادگیری آنها دخالت می‌کند. به تدریج حالت سرکشی پیدا کرده و نسبت به قوانین دیگران مخالفت نشان می‌دهند.ترس از معلم کاهش یافته و احترام نسبت به معلمانی که آنان را درک می‌کنند افزایش می‌یابد. از نظر ذهنی قابلیت فوق‌العاده‌ای می‌یابند یعنی قدرت تفکر مجرد یا انتزاعی پیدا می‌کنند با وجودی که از خرد و عقل بزرگسالان برخوردار نمی‌باشند اما هوش آنان به همان اندازه کارآمد خواهد بود.

آنان می‌توانند مفاهیمی همچون عشق، لذت، صداقت، وفاداری، اعداد منفی، نیرو ، سرعت ، زمان و ذرات اتمی را فهمیده و بکار برند. هم‌چنین می‌توانند درباره مفاهیم انتزاعی بیندیشند

ادامه دارد......





نوع مطلب : روان شناسی، 
برچسب ها :
سه شنبه 4 آبان 1389 :: نویسنده : ح عبدالملکی


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ح عبدالملکی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
اختلالات یادگیری
كد لوگوی ما
اختلالات یادگیری

>


 پرتال علمی آموزشی درس مهر

آزمون