تبلیغات
اختلالات یادگیری - گفتن «نه» جسارت می‌خواهد
اختلالات یادگیری
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 
معمولاً رفتارهای اجتماعی را به سه گروه جسورانه‌، منفعلانه و پرخاشگرانه تقسیم می‌كنند. البته این تقسیم بندی برای سهولت فهم مطلب صورت می‌گیرد وگرنه رفتارهای اجتماعی بسیار پیچیده‌تر و متنوع‌تر هستند‌.

در رفتار پرخاشگرانه فرد با توسل به خشونت و انواع گوناگون پرخاشگری مقاصد و نیازهای خود را ابراز و سعی می‌كند با تجاوز به حقوق دیگران خواسته خود را مرتفع سازد یا حق خود را بگیرد. در رفتار منفعلانه فرد با انفعال‌، سكوت و تسلیم در برابر دیگران واكنش نشان می‌دهد و از ابراز حالات‌، احساسات و نیازهای خود باز می‌ماند و اجازه می‌دهد تا حقوق او توسط دیگران پایمال شود.

 با رجوع به این تعاریف مشخص است كه رفتار جسورانه‌، مطالبه‌گرایانه یا قاطعانه تنها رویكرد سالم‌، انطباقی و سازنده‌ای است كه باید در روابط بین فردی و انسانی اعمال شود. انواع رفتار مطالبه گرانه عبارتند از: بیان جسورانه،  درخواست جسورانه و رد جسورانه و قاطعانه یا توانایی نه گفتن كه موضوع اصلی این نوشتار است‌.

در رد جسورانه هنگامی كه از فرد درخواستی می‌شود كه به هر دلیل مایل به پذیرش آن نیست، او باید بتواند آن را به  سادگی‌ و با  صداقت‌، صراحت و آشكارا رد كند بدون آنكه دستخوش احساسات و افكار منفی شود. هر  فردی باید  نه گفتن را حق خود بداند. هر‌كس حق دارد به‌خود احترام بگذارد، دارای نظرات و عقاید شخصی باشد و آنها را بیان كند. اولویت‌ها و انتخاب‌های خود را دنبال كند، به دیگران بگوید مایل است چه رفتاری با او داشته باشند و در قبال چیزی كه می‌دهد چیزی را درخواست كند‌. پس ما حق داریم كه نه بگوییم بدون آنكه دچار احساس گناه،  خشم یا شرم شویم و احساس خوبی هم درباره نه گفتن خود داشته باشیم. در حقیقت اگر حق نه گفتن را از افراد بگیریم آنها را از حق اظهارنظر محروم و انتخاب‌های آنان را محدود كرده‌ایم.

كسانی كه همیشه در برابر درخواست دیگران بله می‌گویند غیر‌نواز خوانده می‌شوند. وضعیت كسی كه  در شرایطی كه باید نه گفته شود بله می‌گوید از 2حالت خارج نیست یا اصلاً نمی‌داند كه باید نه‌بگوید یا می‌داند اما توانایی نه‌گفتن را ندارد. در حالت اول با نوعی ناآگاهی روبه‌رو هستیم كه فرد حتی از افكار‌، احساسات و نیازهای خود آگاه نیست و بر‌شرایط خود اشراف ندارد. در حقیقت فردی منفعل‌، دنباله‌رو و وابسته است كه مانند برده‌ای تسلیم نظریات و خواسته‌های دیگران می‌شود و مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرد. حالت دوم كه مورد بحث ماست‌، وضعیت كسی است كه می‌داند باید نه بگوید ولی توانایی آن را ندارد و از این بابت رنج می‌برد و احساسات منفی را تجربه می‌كند.

حال باید دید علل این امر چیست و چرا بعضی‌ها در رد درخواست دیگران مشكل دارند؟ عدم‌توانایی نه گفتن به دلایل مختلف و در شرایط گوناگون روی می‌دهد‌. ترس از‌دست دادن یك رابطه یا یك فرد ازجمله این عوامل است‌. گاه فرد آنقدر كمرو و خجالتی است كه نمی‌تواند نه بگوید و گاه به‌دلیل آنكه پس از نه گفتن دستخوش احساس گناه‌، اضطراب یا شرم می‌شود از این كار سر باز می‌زند. بعضی‌ها به فداكاری دائمی و بدون دلیل در حق دیگران عادت كرده‌اند و برخی هنگامی كه مورد درخواستی قرار می‌گیرند فكر می‌كنند موهبتی به آنها اعطا شده است یا احساس مهم بودن می‌كنند‌. میل به راضی كردن دیگران‌، كسب تایید از غیر و تمایل به خوب جلوه كردن از عوامل دیگر غیر‌نوازی است.

بعضی‌ها هم اصلاً بدون آنكه درخواستی از آنها شده باشد یا مسئولیتی داشته باشند به‌صورتی مبالغه‌آمیز به دیگران محبت می‌كنند یا خدمتی انجام می‌دهند و در دام بله گفتن به هر قیمتی می‌افتند. اكثر موارد ذكر شده ناشی از باورهای غلطی است كه در ذهن فرد وجود دارند. در بسیاری از موارد تداوم و حضور پررنگ این باورها و رفتارها نشان‌دهنده ریشه عمیق آنها در شخصیت افراد است. به عبارت دیگر بذر غیر‌نوازی در كودكی فرد توسط والدینی كاشته می‌شود كه به كودك یاد می‌دهند در صورتی می‌تواند از عشق مشروط آنان بهره‌مند شود كه به‌طور نامشروط از آنها اطاعت كند. به این ترتیب پیامی ناخودآگاه به كودك ارسال می‌شود كه تنها راه احساس ارزش كردن و مورد تائید واقع شدن پاسخ مثبت به خواسته‌های دیگران است‌.

لذا اعتماد به نفس كودك رشد نمی‌كند و استحكام نمی‌یابد و از جسارت لازم برای تجربه آزادانه دنیای درون و بیرون بی‌بهره می‌ماند و مرزهای سالم روابط رعایت نمی‌شوند‌. مرز سالم در روابط فضا و حریمی است كه به فرد احساس امنیت و ایمنی می‌دهد‌. این فضا در غیر‌نوازان شكل نمی‌گیرد و مرز خود و دیگران تشخص نمی‌یابد. كودك شخصیتی منفعل و وابسته پیدا می‌كند و والدین الگویی برای او می‌شوند تا در بزرگسالی هم پیوسته فكر كند كه اگر موجبات رضایت و خشنودی دیگران را فراهم نكند‌، دیگران او را دوست نخواهند داشت. غیر‌نوازان فاقد یك منبع ارزش‌گذاری درونی برای داوری در باب ارزش اعمال خود هستند و ارزش‌گذاری آنان پیوسته باید توسط دیگران صورت گیرد.

عدم‌توانایی نه گفتن علاوه بر تخریب روابط و  شخصیت،  پیامد‌های منفی دیگری نیز دارد. اولاً موجب اتلاف وقت و از دست رفتن زمان می‌شود. زمان مهم‌ترین سرمایه ماست. لحظه‌ها و ثانیه‌های زندگی ارزش لذت بردن،  استفاده بهینه و رضایت بخش و برنامه‌ریزی‌های مفید و سازنده را دارند و نباید آنها را تباه كرد. مدیریت زمان یكی از مهارت‌هایی است كه در دنیای امروز به كار‌گیری آن برای پیشبرد یك زندگی موفقیت‌آمیز ضروری است‌. با نگفتن نه ما این زمان محدود را به دیگران اختصاص و آن را از دست می‌دهیم و از پیگیری برنامه‌ها‌، اهداف و اولویت‌های زندگی خود باز می‌مانیم‌.

تكرار زیاد این امر سبب می‌شود شمار زیادی از  كارهای نا‌لازم در زندگی ما انباشته شود و ما را با احساس كمبود وقت روبه‌رو كند كه به‌خودی خود منشأ ایجاد استرس‌، اضطراب و تشدید نگرانی است‌. ثانیاً آری گفتن به همه موجب می‌شود تا تأمین خواسته‌های دیگران بر ارضای نیازها و تحقق برنامه‌ها و اهداف ما اولویت پیدا كند‌. به این ترتیب ما عملاً از زندگی بازداشته می‌شویم چون برنامه‌ها و اهداف خود را دنبال نمی‌كنیم و در نهایت اشراف و آگاهی خود بر زندگی را از دست می‌دهیم و كنترلی برآن نخواهیم داشت.

ثالثاً وقتی می‌دانیم كه باید نه بگوییم و آری می‌گوییم احساس خوبی پیدا نمی‌كنیم و از خودمان ناراضی هستیم كه چرا شهامت لازم برای رد درخواست دیگری را نداشته‌ایم و دستخوش اضطراب‌، افسردگی و سایر حس‌های منفی می‌شویم و به‌اصطلاح اعصابمان خرد می‌شود،  خود خوری می‌كنیم،  تحقیر می‌شویم و حتی فكر می‌كنیم سرمان كلاه رفته است ولی جرات و توانایی دفاع از خود را نداریم‌. تجمع این احساسات منفی منجر به انواع آسیب‌های روحی و بیماری‌های روان تنی می‌شود.

پیامد منفی چهارم این است كه در بسیاری از موارد درخواست‌های دیگران مبتنی بر سوءاستفاده از افراد است و روابط توأم با سوءاستفاده در اشكال گوناگون آن جهنمی است كه افراد برای خود تدارك می‌بینند و در نهایت شخصیت و زندگی آنان را تباه می‌كند.

و بالاخره در پاره‌ای از موارد عدم‌توانایی برای نه گفتن می‌تواند پیامدهای بسیار خطرناكی  داشته باشد. همیشه در صفحه حوادث روزنامه‌ها داستان گروه‌های تبهكار و بزهكاری  را می‌خوانیم كه برخی افراد منفعل‌، وابسته و دنباله‌رو عضو این گروه‌ها شده و دست به تبهكاری و جنایت زده‌اند چون توانایی تمرد از دستورات رهبر گروه را نداشته‌اند یا در بسیاری از موارد كسانی كه نتوانسته‌اند در مجلسی دوستانه درخواست دوست خود را جهت مصرف ماده‌ای رد كنند آلوده به مواد‌مخدر شده‌اند. با گفتن یك كلمه ساده و 2حرفی نه، می‌توانیم از پیامد‌های منفی ذكر شده اجتناب كنیم و با استفاده بهینه از زمان‌، زندگی‌، اهداف و آرزوهای خود را پی بگیریم‌، منابع استرس را كاهش دهیم‌، اعتماد به نفس خود را استحكام بخشیم و بر احتمال موفقیت در زندگی بیفزاییم‌.

نه كلمه ساده‌ای است ولی  به كاربردن آن چندان ساده نیست‌. در حقیقت نه گفتن عمل ظریف و حساسی است و باید درست انجام شود و چگونگی انجام آن مهم است. در وهله اول باید به اصول مهارت مطالبه‌گری و جسارت كه پیشتر ذكر شد توجه داشت یعنی رد جسورانه باید صریح‌، روشن‌، آشكار‌، صادقانه و توأم با حفظ احترام و حقوق دیگران صورت گیرد. كسی كه همیشه در برابر خواست‌های دیگران بله می‌گوید و حالا می‌خواهد نه‌گفتن را جایگزین آن كند نیاز به تمرین دارد‌؛  تمرین نه گفتن‌، تمرین آری نگفتن و به‌تدریج تمرین درخواست كردن از دیگران‌.

این تمرین‌ها باید مبتنی بر یك چارچوب نظری صورت گیرد كه آگاهی و اشراف فرد بر آن اساس شكل گرفته باشد‌. به عبارت دیگر در وهله اول فرد باید از مهارت خودآگاهی برخوردار باشد تا نسبت به افكار‌، احساسات‌، نیازها‌، برنامه‌ها‌، آرزوها‌، محدودیت‌ها و توانایی‌های خود اشراف داشته باشد و باورها و افكار خود را به‌نحوی منطقی و مستدل تنظیم كند‌. تغییر باورها و انتظارات غلط و غیرواقعی پیش‌شرط بروز رفتار جسورانه و مطالبه‌گرانه است؛ مثلاً اگر كسی فكر می‌كند نپذیرفتن درخواست دیگران فاجعه است و پیامد منفی دارد باید این تصور را تغییر دهد‌ یا اگر دیگری می‌اندیشد كه تنها راه به دست آوردن تایید، محبت‌، احترام و عشق دیگران پاسخ مثبت دادن به خواست‌های آنان است باید از این باور دست بكشد‌.

نه گفتن را باید از موقعیت‌های آسان‌تر و با افرادی كه راحت‌تر هستیم آغاز كنیم و به‌تدریج آن را به شرایط دشوارتر و اشخاص دورتر تعمیم دهیم‌. نه باید قاطع‌، محكم‌، كوتاه و صادقانه باشد و با استفاده از ضمیر ‌من ‌ و تكیه و تأكید برآن صورت گیرد‌.  باید از افعالی استفاده شود كه نشان‌دهنده جدیت است مانند «من تصمیم دارم...»، «من می‌خواهم...»یا «من نمی‌خواهم این كار را بكنم» و با اعتماد به نفس و عاری از تردید‌، شك و دودلی بیان شود. نه باید محترمانه‌، صادقانه و واقعی جلوه كند و گستاخی و پرخاشگری را نباید با مطالبه‌گری و جسارت اشتباه گرفت‌.

بیان نه نباید همراه عذر و بهانه یا ابراز تأسف باشد‌. نه‌گفتن باید به‌صورت مستقیم و بدون توسل به رفتارهای حاشیه‌ای صورت گیرد. اگر در موقعیتی بودید كه دادن پاسخ صریح دشوار است باید جواب قطعی را به تأخیر انداخت و مثلاً گفت در این باره فكر خواهم كرد. اگر پس از نه گفتن بازهم طرف مقابل اصرار ورزید شما نیز باید بر پاسخ منفی خود پافشاری كنید. ملازم‌های غیركلامی باید در هماهنگی با بیان كلامی نه باشد؛ یعنی باید با تن صدای قاطعانه‌، مصمم و بدون لرزش درحالی‌كه سر رو به بالا و بدن مستقیم است و تماس چشمی مستقیم با مخاطب برقرار است و با بیان كلامی به شرحی كه ذكر شد،  نه گفت‌.

در پایان باید توجه داشت مسئولیت‌ناپذیری عمیقی كه در جامعه ما نیز كم دیده نمی‌شود موجب آن است كه برخی از افراد حتی وظایف عادی شغلی یا خانوادگی خود را نیز انجام ندهند و در پاسخ به ارباب رجوع یا در رابطه فردی نه‌گفتن ورد زبان آنها باشد. بدیهی است آنچه گفته شد در مورد كسانی است كه در روابط خود با دیگران توانایی نه گفتن را ندارند و از این بابت ضربه می‌خورند و این  ربطی به منفی‌بافی و نفی‌گرایی اشخاصی ندارد كه جز نه چیزی نمی‌گویند و چه بسا به دیگران ضربه هم می‌زنند
منبع : تعلیم وتربیت درعصرامروز





نوع مطلب : روان شناسی، 
برچسب ها :
شنبه 14 اسفند 1389 :: نویسنده : ح عبدالملکی


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ح عبدالملکی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
اختلالات یادگیری
كد لوگوی ما
اختلالات یادگیری

>


 پرتال علمی آموزشی درس مهر

آزمون